فشار تخته ها

همه تخته ها با استفاده ازبرنامه زماني يكسان پرس شده بودند، به اين صورت كه زمان بسته شدن صفحه پرس با استفاده از دو سرعت s60  و s240 بوده و پس از كنترل، فشار زمان باز شدن s40 طول كشيد.

شكل 4 مقايسه اختلاف فشار تخته در طي پرس گرم، بين ذرات كاه و ذرات چوب را نشان مي دهد. حداكثر فشار براي ذرات كاه نسبت به چوب اهميت كمتري دارد زيرا ذرات كاه در آزمون پرس سرد خيلي نفوذ پذير نشان داده شدند(شكل2). بنابر اين ،نيروي دروني حاصل از برداشتن فشار در ذرات كاه كمتر است بعلاوه به نظر مي رسد، ذرات كاه پالايش شده از ذرات كاه ساييده شده به فشار كمتري جهت پرس نياز داشته باشند.

دماي مغز:

تغييرات درجه حرارت مغز براي ذرات چوب و كاه پالايش شده با هم مشابه است. درجه حرارت مغز ذرات چوب، از ذرات كاه ساييده شده سريعتر افزايش مي يابد اما در مراحل انتهايي پرس، كمتر است. اين افزايش تدريجي و بالابودن دماي مغز در انتهاكه تخته كاه ساييده شده نسبت داده مي شود ، به علت نفوذ پذيري كم آن طبق مباحث قبلي مي باشد. نفوذ پذيري كمتر، موجب انتقال آهسته جريان گرما از سطح به مغز بوده و خروج تدريجي بخار موجب بالاتر بودن درجه حرارت انتهايي در داخل تخته       مي شود.

فشار بخار:

تصوير 6 اختلاف فشار بخار مغز در هنگام پرس را نشان مي دهد. يك اختلاف معني داري بين ذرات كاه ساييده شده، كاه پالايش شده و ذرات چوب وجود دارد. ولي فشار بخار داخلي تا حدودي براي كاه پالايش شده و ذرات چوب مشابه است ولي فشار بخار داخلي براي كاه ساييده شده دو برابر بالاتر است. اختلاف در فشار بخار احتمالا به نفوذ پذيري مربوط مي شود. طبق نمودار، تخته كاه ساييده شده داراي نفوذ پذيري كمتري است، بخار توليد شده داخلي تخته سخت تر خارج مي شود بنابراين منجر به فشار بيشتري مي شود. فشار بخار مغزي بالا سبب باز شدن تخته(لايه لايه شدن) بعد از باز شدن پرس مي شود. بنابراين دوره كم بخاري يا كم فشاري بايد طولاني شود.

 دانسيته پروفيل عمودي:

درتصوير7 انواع دانسيته هاي پروفيل عمودي براي تخته كاه پالايش شده كه خيلي نزديك به تخته خرده چوب مي باشند نشان داده شده است، به طوري كه اختلاف زيادي در فشردگي تخته ها مي باشد. اين به اين معني است كه فشردگي تخته، فاكتور كنترل كننده دانسيته تخته نيست. جدول 3 دانسيته سطح و مغز پروفيل عمودي سه نوع تخته را نشان مي دهد. مجدداً اختلاف دانسيته ها براي تخته كاه پالايش شده و تخته خرده چوب بسيار مشابه مي باشد ولي اختلاف دانسيته سطح و مغز در تخته كاه ساييده شده خيلي زياد بود، به طوري  كه حداكثر دانسيته در سطح براي آن و كمترين دانسيته در مغز نيز براي اين تخته بود. پايين بودن دانسيته مغزي مي تواند به علت مشكل در توانايي چسبندگي داخلي باشد. بر طبق نظريه daietal2000، اختلاف دانسيته زياد در تخته كاه ساييده شده مربوط به نفوذ پذيري اندك تخته مي باشد.